قرائت دفتر ۶ بخش ۱۲۹ → قبلی · بعدی ←

بخش ۱۲۹ - در تفسیر این خبر کی مصطفی صلوات‌الله علیه فرمود من کنت مولاه فعلی مولاه تا منافقان طعنه زدند کی بس نبودش کی ما مطیعی و چاکری نمودیم او را چاکری کودکی خلم آلودمان هم می‌فرماید الی آخره

در تفسیر این خبر که پیامبر (ص) فرمود: «هر که من مولای اویم، علی مولای اوست.» تا منافقان طعنه زدند که «بس نبودش که ما او را مطیع و چاکر شدیم؟ چاکری کودک بازیگوش ما را نیز فرمان می‌دهد!»... تا آخرش

  1. M6:4534 زین سبب پیغامبر با اجتهادنام خود وان علی مولا نهاد به همین دلیل، پیامبر با تلاشی بسیار و از روی حکمتی ژرف،هم برای خود و هم برای علی از عنوان «مولا» استفاده کرد.به این خاطر بود که پیامبر با کوشش و بصیرت کامل، هم خود و هم علی را «مولا» و سرپرست خواند تا معنای حقیقی رهبری را روشن سازد.
  2. M6:4535 گفت هر کو را منم مولا و دوستابن عم من علی مولای اوست فرمود: «هر آن کس که من مولا و سرپرست او هستم،پسرعموی من، علی، نیز مولا و سرور اوست.»این بیت نقل قول مستقیم و مشهور پیامبر اسلام در غدیر خم است که در آن، جایگاه معنوی و ولایت علی (ع) را در امتداد جایگاه خود برای مؤمنان اعلام می‌کند.
  3. M6:4536 کیست مولا آنک آزادت کندبند رقیت ز پایت بر کند مولا و سرور واقعی کیست؟ آن کسی که تو را آزاد می‌کندو زنجیر بندگی و بردگی را از پای تو باز می‌کند.مولانا در اینجا معنای حقیقی کلمۀ «مولا» را تعریف می‌کند: مولا آن کسی نیست که تو را به بندگی بگیرد، بلکه کسی است که تو را از هر نوع بندگی و اسارت، به‌ویژه اسارت نفسانی، رها می‌سازد.
  4. M6:4537 چون به آزادی نبوت هادیستمؤمنان را ز انبیا آزادیست از آنجا که پیامبری راهنمای رسیدن به آزادی است،مؤمنان نیز آزادی خود را از پیامبران به دست می‌آورند.پیامبران راهنمایان انسان به سوی آزادی حقیقی هستند؛ بنابراین، آزادی راستین مؤمنان از مسیر و تعالیم انبیا حاصل می‌شود.
  5. M6:4538 ای گروه مؤمنان شادی کنیدهم‌چو سرو و سوسن آزادی کنید ای گروه مؤمنان، شاد باشید و پایکوبی کنید،و همچون سرو و سوسن، آزاد و رها زندگی کنید.ای اهل ایمان، از این موهبتِ رهایی که پیامبران برایتان آورده‌اند شاد باشید و همچون سرو و سوسن که در باغ آزاد و سربلندند، شما نیز آزادگی پیشه کنید.
  6. M6:4539 لیک می‌گویید هر دم شکر آببی‌زبان چون گلستان خوش‌خضاب اما شما مؤمنان، هر لحظه شکر این آب حیات را به جای آورید،همچون باغی رنگارنگ که بی‌زبان، سپاس خود را نشان می‌دهد.این بیت مؤمنان را تشویق می‌کند که شکرگزاری خود را برای نعمت آزادی معنوی، نه با زبان، بلکه با حال و وجودشان، مانند یک باغ پرگل و سرسبز، ابراز کنند.
  7. M6:4540 بی‌زبان گویند سرو و سبزه‌زارشکر آب و شکر عدل نوبهار سرو و چمنزار، بدون زبان می‌گویند:«سپاس برای آب و سپاس برای عدالت بهار نو.»طبیعت، مانند درختان و گیاهان، با طراوت و سرسبزی خود و بی‌نیاز از کلام، شکرگزار نعمت‌های حیات‌بخش مانند آب و اعتدال بهاری است.
  8. M6:4541 حله‌ها پوشیده و دامن‌کشانمست و رقاص و خوش و عنبرفشان جامه‌های فاخر به تن کرده و خرامان،سرمست و رقص‌کنان، شاد و عطرآگین.این بیت، حالِ خوش و سرمستی طبیعت در بهار را توصیف می‌کند که همچون انسان‌هایی آزاد و عارف، در حال پایکوبی و شکرگزاری است.
  9. M6:4542 جزو جزو آبستن از شاه بهارجسمشان چون درج پر در ثمار ذره‌ذره‌ی وجودشان از پادشاه بهار باردار است،و جسمشان همچون صندوقچه‌ای پر از میوه‌های مرواریدگون.هر جزء از اجزای طبیعت (که نماد مؤمنان آزاده است) از فیض بهار روحانی حامله و سرشار است و پیکرشان مانند گنجینه‌ای پر از میوه‌های گرانبهاست.
  10. M6:4543 مریمان بی شوی آبست از مسیحخامشان بی لاف و گفتاری فصیح مریم‌ها بدون شوهر از مسیحا باردارند،و خاموشان بدون هیچ ادعا و سخنی، سخنورانی گویایند.این بیت می‌گوید که همان‌طور که مریم بدون شوهر از مسیح آبستن شد، عارفان خاموش نیز بدون نیاز به کلام و ادعای ظاهری، از حقایق معنوی سرشار و گویا هستند.
  11. M6:4544 ماه ما بی‌نطق خوش بر تافتستهر زبان نطق از فر ما یافتست ماه تابان ما بی‌نیاز از سخن، به زیبایی درخشیده است،و هر زبان و بیانی، شکوه و توانایی خود را از درخشش ما گرفته است.شخصیت معنوی و راهنمای ما (پیامبر) بی‌نیاز از گفتار، نورافشانی می‌کند و حقیقت خود را آشکار می‌سازد؛ در واقع، هر سخن حقی که بر زبانی جاری می‌شود، پرتوی از شکوه و عظمت اوست.
  12. M6:4545 نطق عیسی از فر مریم بودنطق آدم پرتو آن دم بود سخن گفتن عیسی از شکوه و مقام مریم بودو کلام آدم، بازتابی از آن نَفَس الهی بودهر کلام و قدرتی که در پیامبران و اولیا می‌بینی، از خودشان نیست؛ بلکه بازتاب و تجلی یک منبع بالاتر و معنوی است، همان‌طور که نطق عیسی از پاکی مریم و نطق آدم از دم الهی سرچشمه گرفت.
  13. M6:4546 تا زیادت گردد از شکر ای ثقاتپس نبات دیگرست اندر نبات ای یاران معتمد، شکر نعمت را به جا آورید تا برکت آن افزون شود؛چرا که در دلِ هر گیاه شیرین، گیاه شیرین دیگری نهفته است.این بیت می‌گوید که شکرگزاری واقعی صرفاً یک تشکر زبانی نیست، بلکه خود باعث رشد و افزایش نعمتی جدید می‌شود، همان‌طور که یک گیاه، گیاه دیگری را در درون خود پرورش می‌دهد.
  14. M6:4547 عکس آن اینجاست ذل من قنعاندرین طورست عز من طمع در اینجا قاعده برعکس است؛ خواری نصیب کسی است که قناعت می‌کندو در این وادی، عزت از آنِ کسی است که طمع می‌ورزد.در عالم معنا و سلوک روحانی، برخلاف دنیای مادی، قناعت کردن به اندک باعث خواری و ذلت است، و طمع ورزیدن به مراتب بالاتر کمال، سبب عزت و سربلندی می‌شود.
  15. M6:4548 در جوال نفس خود چندین مرواز خریداران خود غافل مشو این‌قدر در کیسه‌ی نفس خود فرو نرو،و از مشتریانِ [گوهرِ] وجودت غافل مباش.این‌قدر در خود و دنیای محدود نفْسانی‌ات غرق نشو و از یاد خدا یا ولیّ خدا که خریدار واقعی گوهر وجود توست، غافل مشو.