シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 223› 対句 12 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۲۳
- چو باغ و راغ حقایق جهان گرفت همه میان زهرگیاهی چرا چرند چرا؟
G223:12
あなたの言語
真理の庭園や牧草地が、全世界を覆っているというのに毒草の中で、なぜ彼らは草を食むのか、ああ、なぜ?
神の真理という豊かで美しい庭が世界中に広がっているのに、なぜ人々はわざわざ虚偽や俗事という毒草を求めて彷徨うのだろうか。
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
راغ牧草地、緑豊かな平原。حقایق真理、実在。حقیقت の複数形。زهرگیاهی毒草。چرند(彼らが)草を食む。動詞 چریدن の現在形。
抒情詩全体 ↗
- 1 کجاست مطرب جان تا ز نعرههای صلا·درافکند دم او در هزار سر سودا
- 2 بگفتهام که نگویم ولیک خواهم گفت·من از کجا و وفاهای عهدها ز کجا
- 3 اگر زمین به سراسر بروید از توبه·به یک دم آن همه را عشق بدرود چو گیا
- 4 از آنک توبه چو بندست بند نپذیرد·علو موج چو کهسار و غره دریا
- 5 میان ابروت ای عشق این زمان گرهیست·که نیست لایق آن روی خوب، از آن بازآ
- 6 مرا بهجمله جهان کارِ کس نیاید خوش·که کارهای تو دیدم مناسب و همتا
- 7 چو آفتاب جمالت برآمد از مشرق·ز ذره ذره شنیدم که نعم مولانا
- 8 حلاوتیست در آن آب بحر زَخّارت·که شد از او جگرِ آب را هم استسقا
- 9 خدای پهلوی هر درد دارویی بنهاد·چو درد عشق قدیم است، ماند بی ز دوا
- 10 وگر دوا بود این را، تو خود روا داری·به کاهگل که بیندوده است بام سما؟
- 11 کسی که نوبت الفقر فخر زد جانش·چه التفات نماید به تاج و تخت و لوا؟
- 12 چو باغ و راغ حقایق جهان گرفت همه·میان زهرگیاهی چرا چرند چرا؟
- 13 دهان پرست سخن لیک گفت امکان نیست·به جان جمله مردان بگو تو باقی را
ganjoor: sh223 · public domain