قرائت› دفتر ۱› بخش ۲۲ → قبلی · بعدی ←
بخش ۲۲ - تخلیط وزیر در احکام انجیل
تحریف احکام انجیل توسط وزیر
- M1:469 ساخت طوماری به نام هر یکینقش هر طومارْ دیگر مَسلکی برای هر یک از امیران طوماری جداگانه آماده کرد،و محتوای هر طومار، راه و روشی متفاوت با دیگری بود.وزیر مکار برای هر یک از دوازده امیر مسیحی، طوماری جداگانه نوشت که در هر کدام، یک راه و روش معنوی کاملاً متفاوت و متضاد با دیگری را به عنوان حقیقت دین مسیح معرفی کرده بود.
- M1:470 حُکمهای هر یکی نوعی دگراین خلافِ آن ز پایان تا به سَر فرمانهای هر طومار با دیگری فرق داشت،این یکی از اول تا آخر، مخالف آن دیگری بود.وزیر در هر یک از طومارهایی که برای امیران مسیحی نوشت، احکام و دستوراتی کاملاً متضاد و مخالف با دیگر طومارها قرار داد تا میانشان اختلاف ایجاد کند.
- M1:471 در یکی راهِ ریاضت را و جوعرکن توبه کرده و شرط رجوع در یکی از طومارها، راه ریاضت و گرسنگی راستون اصلی توبه و شرط بازگشت به سوی خدا قرار داده بود.وزیر در یکی از انجیلهای ساختگی، ریاضت کشیدن و تحمل گرسنگی را اساس توبه و شرط لازم برای بازگشت به سوی خداوند معرفی کرده بود.
- M1:472 در یکی گفته ریاضت سود نیستاندرین ره مَخلَصی جز جود نیست در طوماری دیگر نوشته بود: ریاضت و سختی کشیدن فایدهای ندارد،در این راه، تنها راه رهایی، بخشندگی و گشادهدستی است.این بیت یکی از آموزههای متناقضی را بیان میکند که وزیر مکار برای مسیحیان نوشته بود: در این طومار، راه نجات نه در سختی دادن به جسم (ریاضت)، بلکه در بخشندگی (جود) معرفی شده است.
- M1:473 در یکی گفته که جوع و جود توشِرک باشد از تو با معبود تو در طوماری دیگر نوشته بود که گرسنگی کشیدن و بخشندگی کردن تو،نوعی شرک ورزیدن به معبود و انباز گرفتن برای اوست.این بیت یکی از آموزههای متناقض وزیر را نقل میکند: اینکه هر عملی که از «تو» سر بزند، حتی اعمال معنوی مانند ریاضت (جوع) و بخشش (جود)، در واقع شرک است، زیرا فاعل و कर्ता بودن خود را به رخ خدا میکشی.
- M1:474 جز توکّل جز که تسلیمِ تمامدر غم و راحت همه مکرست و دام به جز توکل و تسلیمِ کامل در برابرِ خواستِ خدا،هر راهِ دیگری در سختی و آسایش، فریبی بیش نیست و دامی بر سرِ راه است.در یکی دیگر از طومارها، وزیر چنین نوشته بود که تنها راهِ درست، توکل کامل و تسلیم محض در برابر ارادهی خداوند است و هر روش دیگری، چه در شرایط سخت و چه در راحتی، یک فریب و دام است.
- M1:475 در یکی گفته که واجب خدمتستور نه اندیشهٔ توکّل تُهمتَست در طوماری دیگر نوشته بود: «خدمت کردن به دیگران وظیفهای واجب است،وگرنه اندیشیدن به توکل، چیزی جز ادعایی دروغین نیست.»این بیت یکی از مسیرهای معنوی متناقضی را توصیف میکند که وزیر حیلهگر ابداع کرد: در این مسیر، عمل و خدمت به خلق یک تکلیف دینی مطلق است و اکتفا کردن به توکل بر خدا بدون تلاش، نوعی ریاکاری و تهمت به راه حق محسوب میشود.
- M1:476 در یکی گفته که امر و نهیهاستبهر کردن نیست، شرحِ عجزِ ماست در طوماری دیگر نوشته بود: «تمام دستورات و ممنوعیتهای دینی،برای عمل کردن نیست، بلکه برای نشان دادن ناتوانی ماست.»این بیت یکی از دیدگاههای متناقض و گمراهکنندهای را بیان میکند که وزیر برای ایجاد تفرقه میان مسیحیان ساخته بود: اینکه هدف از شریعت و احکام دینی، عمل به آنها نیست، بلکه صرفاً درک عجز و ناتوانی انسان در برابر آنهاست.
- M1:477 تا که عجزِ خود بینیم اندر آنقدرت او را بدانیم آن زمان تا در این فرمانها، ناتوانی خود را ببینیمو در آن لحظه به قدرت خداوند پی ببریماین بیت یکی از دیدگاههای متناقض مطرحشده در طومارهای وزیر را بیان میکند: هدف از اوامر و نواهی الهی این است که ما به عجز و ناتوانی خود پی ببریم و از این طریق، قدرت مطلق خداوند را درک کنیم.
- M1:478 در یکی گفته که عجز خود مبینکفرِ نعمت کردن است آن عجزْ هین در یک روایت دیگر گفته شده که به ناتوانی خودت نگاه نکن،آگاه باش که دیدن این ناتوانی، ناسپاسی در برابر نعمتهای خداست.در یکی از نسخههای تحریفشدهٔ انجیل، به مسیحیان گفته شده که به جای تمرکز بر عجز و ناتوانی خود، به قدرتی که خداوند به آنها بخشیده توجه کنند، زیرا نادیده گرفتن این قدرت، نوعی کفران نعمت است.
- M1:479 قدرت خود بین که این قدرت ازوستقدرتِ تو نعمتِ او دان که هوست توانایی خود را ببین، که این توانایی از اوستقدرتت را هدیهای از جانب او بدان، که آن خودِ اوستاین بیت یکی از دیدگاههای متناقض عرفانی را بیان میکند که طبق آن، سالک باید به قدرتی که خداوند به او عطا کرده توجه کند و آن را نعمتی از جانب حق بداند، نه اینکه با تمرکز بر عجز خود، کفران نعمت کند.
- M1:480 در یکی گفته کزین دو بَر گذربُت بود هر چه بگنجد در نظر در جایی دیگر گفته است: از این دو حالت (دیدن قدرت یا عجز خود) فراتر برو،چرا که هر چیزی که به چشم آید و در نگاه بگنجد، بتی بیش نیست.این بیت یکی از تعالیم متناقض وزیر است که میگوید سالک باید از دوگانگیهایی مانند دیدن قدرت یا عجز خود عبور کند، زیرا هر آنچه قابل درک و مشاهده است، محدود و مخلوق است و نباید آن را بهجای حقیقت مطلق پرستید.
- M1:481 در یکی گفته مکُش این شمع راکاین نظر چون شمع آمد جمع را در جایی دیگر گفته است: این شمع را خاموش مکن،چرا که این بصیرت و نظر، برای همگان همچون شمعی روشنگر است.در بخشی از کتاب آسمانی آمده است که نباید این نورِ بصیرت و آگاهی را خاموش کنی، زیرا این آگاهی همچون شمعی است که راه را برای همه روشن میکند.
- M1:482 از نظر چون بگذری و از خیالکُشتهباشی نیمشب شمعِ وصال وقتی از دیدن و اندیشیدن فراتر روی،شمع وصال را در نیمهشب خاموش کردهای.این بیت، به عنوان بخشی از استدلالهای متناقض وزیر، هشدار میدهد که اگر انسان از حواس و عقل فراتر رود و آنها را کنار بگذارد، راه رسیدن به معشوق را از دست میدهد و در تاریکی میماند.
- M1:483 در یکی گفته بکُش باکی مدارتا عوض بینی نظر را صد هزار در جایی دیگر گفته شده: آن [شمع نظر] را بکش و ترسی به دل راه مده،تا در عوضِ این یک نظر، صدها هزار نظرِ [برتر] به دست آوری.این بیت به یک دستورالعمل معنوی متناقض اشاره دارد که میگوید باید «نظر» یا همان عقل جزئی و ادراک ظاهری را فدا کرد تا به جای آن به بصیرتی بسیار والاتر و گستردهتر دست یافت.
- M1:484 که ز کُشتن شمعِ جان افزون شودلیلیات از صبرِ تو مجنون شود زیرا با خاموش کردن شمعِ جان، نور آن بیشتر میشودو لیلیِ تو از این شکیباییات، دیوانهوار عاشقت میگردداین بیت میگوید که فدا کردن و از میان بردنِ «خود» و نفسِ محدود، نه تنها آن را نابود نمیکند، بلکه به حیاتی برتر و والاتر میرساند و معشوق حقیقی را شیفتهٔ تو میسازد.
- M1:485 ترک دنیا هر که کرد از زُهدِ خویشبیش آید پیش او دنیا و بیش هر کس که از سرِ پارسایی و پرهیزکاری، دنیا را رها کند،دنیا بیشتر و بیشتر به سراغ او خواهد آمد.این بیت به این تناقض مشهور اشاره دارد که هرچه انسان از روی زهد و تقوا از دنیا و تعلقات آن دوری کند، دنیا با جذابیت بیشتری به او روی میآورد.
- M1:486 در یکی گفته که آنچت داد حقبر تو شیرین کرد در ایجادْ حق در یک جا گفته شده: آنچه را خداوند به تو بخشیده،همان را از آغاز برایت شیرین و گوارا کرده است.یکی از راهها این است که به سرشت و استعداد ذاتی خود توجه کنی؛ خداوند هر مسیری را که برای تو مقدر کرده، آن را در نظرت آسان و دلپذیر نیز ساخته است.
- M1:487 بر تو آسان کرد و خَوش آن را بگیرخویشتن را در مَیفکن در زحیر خداوند آن را برایت آسان و دلپذیر کرده است، پس با خوشی آن را بپذیر،و خود را در سختی و مشقت نینداز.این بیت، از زبان وزیر مکار، یکی از دو راه متضاد را توصیف میکند: راهی که میگوید باید از نعمتهایی که خداوند برایت آسان و گوارا کرده است، بهره ببری و خود را به زحمت نیندازی.
- M1:488 در یکی گفته که بگذار آنِ خوَدکان قبول طبع تو رَدَّست و بَد در جایی دیگر گفته است: «آنچه را که طبعت میپسندد رها کن،چرا که هر چه برای سرشت تو پذیرفتنی است، نزد حق مردود و ناپسند است.»این بیت یکی از دستورهای متناقضی است که وزیر در انجیل وارد کرده و میگوید: از آنچه نفس و طبعت به آن تمایل دارد دوری کن، زیرا پذیرش طبع تو، نشانهی مردود بودن آن چیز در نزد خداوند است.
- M1:489 راههای مختلف آسان شدستهر یکی را ملّتی چون جان شدست راههای گوناگونی پیش پای مردم آسان و دسترسپذیر شده،و هر گروهی، آیینی را همچون جان شیرین پذیرفته است.وزیر با ایجاد احکام متناقض، مسیرهای متفاوتی را برای گروههای مختلف مسیحیان هموار و آسان جلوه داد و هر گروه چنان به آیین خود دل بست که برایش حکم جان را پیدا کرد.
- M1:490 گر میّسر کردنِ حق ره بُدیهر جهود و گبر ازو آگه بُدی اگر راه حق همان بود که خدا برایت آسان و هموار کرده،پس هر یهودی و زرتشتی هم از این راه آگاه میشد.اگر راه درست معنوی صرفاً انجام کاری بود که برای طبع انسان آسان و خوشایند است، دیگر نیازی به راهنما و دین نبود و همه، حتی منکران، آن را پیدا میکردند.
- M1:491 در یکی گفته میسّر آن بودکه حیاتِ دل غذای جان بود در یک آیه آمده که راهِ آسان و درست آن است،که به دل زندگی بخشد و خوراکِ جان باشد.راه حقیقی و میسّر الهی آن نیست که صرفاً بر طبع انسان آسان بیاید، بلکه آن است که موجب حیات معنوی دل و تغذیهی روح شود.
- M1:492 هرچه ذوقِ طبع باشد، چون گذشتبَر نه آرَد همچو شوره رَیع و کشت هر آنچه که خوشایند طبع و نفس باشد، وقتی زمانش بگذرد،مانند زمین شورهزار، هیچ محصول و ثمری به بار نمیآورد.کارهایی که صرفاً برای لذت نفس و طبع انجام میشوند، در نهایت هیچ نتیجهی معنوی و ماندگاری ندارند و همچون کشاورزی در زمین شور، بیحاصلاند.
- M1:493 جز پشیمانی نباشد رَیع اوجز خسارت پیش نارد بَیع او حاصل و محصول آن کار، چیزی جز پشیمانی نیست،و معامله و سوداگریاش، جز زیان و خسران به بار نمیآورد.کاری که تنها بر اساس میل و لذت نفسانی انجام شود، در نهایت هیچ سودی به همراه ندارد و سرانجامش فقط حسرت و زیانکاری است.
- M1:494 آن میسَّر نبود اندر عاقبتنام او باشد معسَّر عاقبت آنچه در پایان کار آسان و هموار به نظر نمیرسد،در نهایت، نامش «دشوار» و «سخت» خواهد بود.کاری که عاقبت و نتیجهٔ خوبی ندارد، در حقیقت «آسان» نیست، بلکه «دشوار» است، حتی اگر در ابتدا لذتبخش به نظر برسد.
- M1:495 تو معسّر از میسّر بازدانعاقبت بنگر جمال این و آن تو کار دشوار را از کار آسان تشخیص بده؛به سرانجام و نتیجهٔ نهایی هر یک نگاه کن.برای تشخیص راه درست از نادرست، به ظاهر آسان یا سخت بودن آن اکتفا نکن، بلکه به نتیجه و عاقبت نهایی هر راه بنگر.
- M1:496 در یکی گفته که استادی طلبعاقبتبینی نیابی در حسب در جایی دیگر گفته شده: «به دنبال استادی باش،چرا که آیندهنگری را در اصل و نسب خانوادگی نخواهی یافت.»این بیت یکی از توصیههای حقیقی است که وزیر در میان سخنان گمراهکنندهاش در انجیل وارد کرده بود: برای کسب بصیرت و عاقبتاندیشی، باید به دنبال یک راهنمای معنوی (پیر) بود، زیرا این فضیلت از طریق اصل و نسب به ارث نمیرسد.
- M1:497 عاقبت دیدند هر گون ملّتیلاجرم گشتند اسیر زلّتی هر قوم و ملتی عاقبت کار خود را دیدندو ناگزیر، اسیر لغزش و خطایی شدنداین بیت میگوید که هر گروه و ملتی در تاریخ، به گمان خود در حال آیندهنگری بود، اما در نهایت گرفتار خطا و انحرافی بزرگ شد.
- M1:498 عاقبتدیدن نباشد دستبافورنه کی بودی ز دینها اختلاف تواناییِ دیدنِ فرجامِ کارها، ساختۀ دست بشر نیستوگرنه هرگز این همه اختلاف میان دینها وجود نمیداشتآیندهنگری و درکِ عاقبتِ حقیقیِ امور، موهبتی الهی است و در توانایی انسان نیست؛ اگر انسانها به تنهایی میتوانستند حقیقت را ببینند، این همه تفرقه و اختلاف در میان ادیان پدید نمیآمد.
- M1:499 در یکی گفته که اُستا هم تویزانک استا را شناسا هم توی در یک جا گفته که: «استاد خودت هستی،چرا که شناسندهی استاد هم خودت هستی.»این بیت یکی از آموزههای متناقض وزیری را نقل میکند که به مردم میگفت: «استاد و راهنمای حقیقی، خود تو هستی، زیرا این تویی که در نهایت استاد را تشخیص میدهی و میشناسی.»
- M1:500 مرد باش و سُخرهٔ مردان مشورو سَر خود گیر و سرگردان مشو انسان باش و بازیچهی دست دیگران نشو.برو راه خودت را پیدا کن و سرگشته و حیران مباش.این بیت، به نقل از یکی از طومارهای جعلی وزیر، به مخاطب توصیه میکند که مستقل باشد، از دیگران تقلید نکند و راه خود را برای رسیدن به حقیقت بیابد.
- M1:501 در یکی گفته که «این جمله یکیستهر که او دو بیند احوَل مردکیست در یکی از آن نوشتهها آمده بود: «همه چیز یکی است؛هر کس که دوگانگی ببیند، مردی دوبین و کژنگر است.»این بیت یکی از گزارههای متناقضی را نقل میکند که وزیر مکار برای گمراه کردن مسیحیان در انجیل وارد کرد: در جایی نوشت که حقیقت، وحدت محض است و هر کس کثرت ببیند، در نگاهش انحراف دارد.
- M1:502 در یکی گفته که صد یک چون بوداین کی اندیشد مگر مجنون بود در طوماری دیگر نوشته است: «چگونه ممکن است صد چیز، یک چیز باشد؟این حرف را چه کسی باور میکند، مگر آنکه دیوانه باشد.»این بیت یکی از تعالیم متناقضی را نقل میکند که وزیر یهودی برای گمراه کردن مسیحیان جعل کرد: او در یک طومار، وحدت همه چیز را ستایش میکند و در طوماری دیگر، آن را نشانۀ دیوانگی میخواند.
- M1:503 هر یکی قولیست ضِدّ همدگرچون یکی باشد یکی زهر و شکر هر یک از این گفتهها با دیگری در تضاد است؛آخر چطور ممکن است زهر و شکر یکی باشند؟این بیت به تناقضات آشکاری اشاره میکند که وزیر در احکام جعلی خود وارد کرده بود؛ تناقضاتی به روشنی تفاوت میان زهر و شکر.
- M1:504 تا ز زهر و از شکر در نگذریکی تو از گلزار وحدت بو بری تا زمانی که از زهر و شکر، یعنی این دوگانگیها، فراتر نروی،چگونه میتوانی از گلزار یگانگی و وحدت بویی به مشام جانت برسانی؟تا زمانی که در دام تضادها و دوگانگیهای ظاهری (مانند خوب و بد، یا عقاید متناقض) گرفتار باشی، هرگز به درک حقیقت یکتای الهی نخواهی رسید.
- M1:505 این نمط وین نوع دَه طومار و دوبر نوشت آن دین عیسی را عَدو آن دشمن دین مسیح، به همین شیوه و با همین ترفند،دوازده طومار و وصیتنامهٔ مختلف نوشت.به این ترتیب، آن وزیر که دشمن آیین عیسی بود، دوازده طومار با محتوای متناقض نوشت تا میان مسیحیان تفرقه بیندازد.